X
تبلیغات
رایتل

«من .. تــو .. آفتـــاب »
" قصه سپــــــــردن دل ، یه حقیقت دروغـــــــــه "

از تو چه پنهان
این روزها خیلی می ترسم
خیلی اتفاقی فهمیده ام 
همه در این شهر مرده اند
همسایه ها ... همکاران ... فامیل وُ غریبه ... عابران
ولی هیچکس به روی خودش نمی آورد
شنیده ام خون آشام ها را از دو چیز می شود شناخت
اینکه نه سایه دارند نه تصویری در آینه
نمی دانم!؟
شاید مرده ها هم همینطوری اند!
می ترسم جلوی آینه بایستم
می ترسم توی چشمهای خودم نگاه کنم
می ترسم سایه نداشته باشم
.
از تو چه پنهان
وقتی قیافه ی مچاله ی شیمیایی ها را می بینم
همینکه هنوز می توانم در این هوای آلوده نفس بکشم
همینکه با مرده ها معاشرت می کنم
یعنی خیلی وقت است که زنده نیستم
.
راستی!
هیچکس در این شهر تو را نمی شناسد
این نمی تواند اتفاقی باشد!
به نظرت عجیب نیست؟؟؟

[ چهارشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1392 ] [ 08:57 ] [ تلاله ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

" مـــا فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک اتفــــاق ســـاده ایـــم کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت، یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 188963